۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

تسلسل

خسته ای، بنابراین معده ات حالش خرابه، بعد وقتی درد داری تحملت روی استرست کمتر می شه و برای کارهای انجام نداده ات بیشتر ناراحتی.
بنابراین تصمیم میگیری کار کنی. ولی چون خسته ای، می ری یک لیوان نسکافه می خوری، معده ات بیشتر درد می گیره، استرس ات هم، کارات هم بیشتر می مونه. فردا روز از نو روزی از نو

هر روز درگیر دو هزار تا لوپ مسخره اینجوری ام

هیچ نظری موجود نیست: